مطالب مرتبط:

موافقت با اعزام تیم حقیقت یاب به دوما

سازمان منع گسترش تسلیحات شیمیایی اعلام کرد که کارشناسان خود را برای بررسی حمله شیمیایی ادعایی در شهر دوما به سوریه اعزام می کند.

حضور عربستان در جشنواره فیلم کن برای اولین بار!

عربستان سعودی قصد دارد برای نخستین بار در جشنواره فیلم کن حضور یابد.

جشن تولد ۸۸ سالگی محمدعلی کشاورز برگزار خواهد شد

مراسم هشتاد و هشتمین سالروز تولد محمدعلی کشاورز در پردیس سینمایی «شهرک» برگزار خواهد شد و قرار است سالن شماره ۱ این پردیس به نام این هنرمند پیشکسوت نامگذاری شود. ...

بازیگر «پایتخت»، هلال احمری شد

نسرین نصرتی، بازیگر نقش «فهیمه معمولی» در سریال پایتخت مهمان هلال احمر شد و با پوشیدن لباس قرمز هلال به عضویت داوطلبانه جمعیت هلال احمر درآمد.

امام هفتم و تجلی مقام عقل در فهم دین

امام هفتم و تجلی مقام عقل در فهم دین

بخه گزارش جهان نیوز، یکی از ممیزه های فرق دینی میزان توجه و اتکای آن به عقل و نیروی استنباط تحلیلی و تجربی (وبعضا شهودی) اوست. گرچه در جهان کنونی تکیه به معرفت شناسی امری تقریبا بدیهی است اما در حوزه ی دین اینکه شناخت انسان چه جایگاهی در فهم دین د ...

تحرکات چشمگیر داعش همزمان با تحولات سوریه

همزمان با تهدیدهای آمریکا و برخی از کشورهای غربی مبنی بر حمله به نیروهای ارتش سوریه، تحرکات غافلگیر کننده ای از سوی داعش در اراضی سوریه صورت می گیرد. اخباری نیز مبنی بر روند انتقال نیروهای داعش توسط واشنگتن مطرح است. ...

برگزیدگان هفتمین جشنواره بین المللی شعر انقلاب معرفی شدند

هفتمین جشنواره بین المللی شعر انقلاب هم زمان با برگزاری هفته هنر انقلاب اسلامی در باغ موزه هنر ایرانی برگزیدگان خود را معرفی کرد.

ترافیک در جاده کندوان نیمه سنگین است

سرپرست اداره راهداری و حمل و نقل جاده ای چالوس گفت که ترافیک در مسیر جنوب به شمال جاده کندوان نیمه سنگین است.

عضور شورا: خبری از قرارداد های شبهه دار نیست

محمد سالاری، عضو شورای شهر تهران افتتاح سامانه شفافیت مالی شهرداری را نشان دهنده پایبندی شهرداری و اعضای شورای شهر دانست و گفت: «رونمایی از این سامانه ثابت کرد که حاشیه های ایجاد شده مانع از انجام وظیفه ما نمی شود و اعضای شورای شهر تا جایی که در توان دارند در ...

پایان فیلمبرداری فیلم سینمایی «جمشیدیه»

فیلمبرداری فیلم سینمایی «جمشیدیه» به کارگردانی یلدا جبلی به پایان رسید.

آواز محمد معتمدی در مراسم تشییع بزرگ لشگری + فیلم

آواز محمد معتمدی در مراسم تشییع بزرگ لشگری + فیلم

محمد معتمدی در مراسم تشییع پیکر «بزرگ لشگری» که در تالار وحدت برگزار شد، برای دقایقی آواز خواند.

شماره پانزده و شانزده فصلنامه نقد کتاب علوم اجتماعی منتشر شد

شماره پانزدهم و شانزدهم فصلنامه «نقد کتاب علوم اجتماعی» به سردبیری محمدرضا رسولی ویژه پاییز و زمستان ۱۳۹۶ منتشر شد.

جایزه بهترین فیلم اول در جشنواره جهانی فیلم فجر اهدا می شود

امسال برای نخستین بار در جشنواره جهانی فیلم فجر جایزه ای به فیلم های اول اهدا می شود که داوران این بخش شامل 2 سینماگر خارجی و یک ایرانی خواهد بود. 

مشاور پوتین: خطر جنگ در سوریه واقعی است

یکی از مشاوران با نفوذ رئیس جمهور روسیه با تاکید بر اینکه مسکو از ابزار نظامی کافی برای دفاع از نیروها و متحدان خود در سوریه برخوردار است، خطر جنگ در این کشور را واقعی دانست. ...

ترجیح دادم در سینمای ایران بازی نکنم

ترجیح دادم در سینمای ایران بازی نکنم

به گزارش جهان نیوز، فرهاد جم بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون درخصوص حضور چهره های سینمایی در تئاتر گفت: حضور چهره های سینمایی در تئاتر اتفاق بدی نیست. به شخصه من به عنوان بازیگری که کار را از تئاتر شروع کرده همواره بازی در تئاتر را حفظ کرده ام. در کل تئاتر ملزومات خود ر ...

آلمان: اگر خواستید سوریه را بزنید، اطلاع دهید!

وزیر خارجه آلمان امروز (پنجشنبه) گفت، آلمان انتظار دارد پیش از هرگونه حمله متحدان غربی علیه نیروهای بشار اسد در سوریه مطلع شود چرا که متحدان باید روی این مساله متحد باشند. ...

نحوه دریافت ارز مسافری و دانشجویی

سخنگوی بانک مرکزی با تشریح نحوه مراجعه متقاضیان دریافت ارز مسافرتی، دانشجویی و درمان به شعب بانک های عامل از مردم خواست برای دریافت ارز مسافرتی به فرودگاه ها مراجعه نکنند. ...

ترامپ: به زودی درباره سوریه تصمیم گیری می کنم

رئیس جمهور آمریکا روز پنج شنبه گفت به زودی درباره اقداماتی که ممکن است این کشور علیه سوریه انجام دهد، تصمیم می گیرد.

آخرین شب, شهید, پسر

دیدارهای شبانه مادر شهید با فرزندش

ساعات کار: 11:26 منتشر شده در مورخ: 1396/11/24 شناسه خبر: 1312003 خواهر ماه "پیشرفته تلفن" گفت: پس از تولد به خواب همسرش در یک مهمانی مهر شب شد شب برای دیدار با مادر من در کنار من است. شما را به دیدن من, اما من همیشه مراجعه کنید. به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا; شاهد بهبود تلفن مرداد ۱۳۴۱ در تهران است که جهان باز است. آغاز حرکت برای رفتن به رفتن به کوه سمت راست در برابر اشتباه بود و بعد از آن به عضویت سپاه پاسداران درآمد. به عنوان یک شهید برای گوشی زمانی که در لبنان فعالیت های سه ماه از ازدواج او در نهایت تصویب و در تاریخ ۱۰ اسفند ۱۳۶۴ از طریق فرایند فرد هنوز آماده برای پاسخ ۸ در فائو در هوا و گواهینامه به دانش آموزان است. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد با شهید محسن بهمن‌نژاد به گفت‌وگو با خواهران این شهید بزرگوار پرداختیم که در ادامه می‌خوانید: مریم خواهر کوچک شهید صحبت‌های خود را در خصوص برادرش این‌گونه آغاز کرد: اختلاف سنی‌ام با محسن کم بود و مانند همه خواهر و برادرها بسیار با هم دعوا می‌کردیم و در عین حال بسیار روابط خوبی با هم داشتیم و محسن حرف‌های دلش را فقط برای من بازگو می‌کرد. بیشترین تاکید محسن به من و خواهرهای دیگرم حفظ حجاب بود، از کودکی علاقه بسیاری داشت که چادر سر کنم، محسن در سن نوجوانی تابستان‌ها کارگری می‌کرد، پدرم برای وی دوچرخه‌ای خریده بود. از او می‌خواستم زمانی که سرکار می‌رود دوچرخه‌اش را با خود نبرد، محسن می‌گفت: تنها به شرطی دوچرخه‌ام را با خود نمی‌برم که چادر سر کنی. گاهی در سن کودکی به وی می‌گفتم من نمی‌توانم چادر سر کنم، محسن پاسخ می‌داد: «نگو نمی‌توانم چادر سر کنم، بگو نمی‌خواهم.» در مدت ۳۰ سال که از شهادت وی می‌گذرد یاد ندارم که بدون چادر بر سر مزارش رفته باشم. شهید محسن بهمن‌نژاد پروین خواهر بزرگ شهید نیز در خصوص شیطنت‌های کودکی برادرش اظهار داشت: محسن خیلی درس نمی‌خواند، ولی در زمان امتحانات با نمره بسیار خوب قبول می‌شد. هیچ وقت نمره پایین نیاورد. وی همیشه به مریم می‌گفت: «خیلی درس می‌خوانی و در آخر ترم نمره خوبی نمی‌گیری! من شب امتحان درس می‌خوانم با نمره خوب هم قبول می‌شوم.» محسن بر خلاف بچه‌های هم‌سن و سالش به آن شکل شیطنت نداشت، آن زمان مد بود که پسربچه‌ها شلوارک می‌پوشیدند. هرچه به محسن اصرار می‌کردیم که وی نیز شلوارک بپوشد با وجود سن کمش قبول نمی‌کرد. وی با اشاره به اولین اعزام برادرش به جبهه بیان کرد: محسن برای نخستین بار به صورت جهادی عازم جبهه شد، دیپلمش را تازه گرفته بود و بدون خداحافظی با اعضای خانواده به مدت سه ماه به عنوان جهادگر در جبهه حضور داشت. وی پس از گذراندن دوران جهادگری به استخدام سپاه پاسدارن درآمد و جزو نخستین افرادی بود که دوره آموزش عالی سپاه پاسداران را طی کرد. در مدتی که محسن در جبهه حضور داشت، برادر بزرگم به عنوان امدادگر به همراه پدرم راهی جبهه شدند و در آن مدت زندگی را بدون وجود هیچ مردی در خانه به سختی می‌گذراندیم. مریم خواهر شهید رشته کلام را به دست گرفت و گفت: محسن تازه داماد بود که شهید شد، یک روز قبل از آخرین اعزامش به صورت اتفاقی صدایش را از طبقه دوم خانه شنیدم. پشت در اتاق رفتم و دیدم که بر سر سجاده نمازش نشسته و در حال گریه کردن و راز و نیاز با خداست و گفت: «خدایا من تازه ازدواج کردم و در راه دفاع از کشورم باید به جبهه بروم بر سر دو راهی مانده‌ام، راه را نشانم بده.» همان لحظه تنم به لرزه درآمد می‌دانستم که دیگر برادرم را نمی‌بینم و یقین پیدا کردم که محسن شهید می‌شود. در اعزام‌های قبلی‌اش چندین بار در عملیات‌های مختلف مجروح شده بود. در جزیره مجنون مجروح شده و یک رزمنده مجروح دیگر را نیز با وجود جراحتش بر روی دوش گرفته و به عقب آورده بود، حدود یک ماه در بیمارستان بستری شد، همرزمانش محسن را با نام شهید زنده صدا می‌کردند. ولی با دیدن صحنه راز و نیازش با خدا به دلم افتاد که این بار محسن شهید می‌شود. وی با اشاره به نحوه شهادت برادرش ادامه داد: قبل از شروع عملیات فاو بود که تماس گرفت و گفت پیروزی‌مان نزدیک است. با شور و اشتیاق تعریف می‌کرد که حدود ۷۰ تا از هواپیماهای عراقی را مورد هدف قرار داده ایم. ساعت ۱۱ همان شب همراه یک موتور سوار برای شناسایی به منطقه می‌رود که ترکش خمپاره به گردن محسن اصابت می‌کند و به شهادت می‌رسد و بعد از چند ساعت که از وی خبری نمی‌شود همرزمانش به دنبالش می‌روند و با جنازه‌اش روبرو می‌شوند و وی را به عقب بازمی‌گردانند. خواهر شهید افزود: خدا را شاکر هستیم که محسن مفقودالاثر نشد و پیکرش را برای تسلی خاطرمان آوردند. بعد از گذشت ۳۰ سال هر زمانی که همسر برادرم را می‌بینم احساس شرمندگی می‌کنم. با خود می‌گویم خدایا این دختر از زندگی مشترکش خیری ندید. زندگیشان بسیار کوتاه بود. ۱۴ آذر عروسی‌شان بود و ۱۴ اسفند ماه برادرم به خاک سپرده شد. پروین خواهر بزرگ شهید تصریح کرد: دوست ندارم زمان خاکسپاری محسن را به خاطر بیاورم و حتی علاقه ندارم عکس‌های تشییع جنازه‌اش را ببینم، هر زمان که محسن را تصور می‌کنم عکس‌های دامادی‌اش به ذهنم می‌آید و نمی‌توانم جلوی اشک‌هایم را بگیرم. گاهی با خود می‌گویم چطور فرزندان مدافعان حرم به معراج‌ الشهدا می‌روند و پیکر پدرشان را می‌بینند. مریم در ادامه صحبت‌های خواهرش گفت: شب گذشته عکس‌های محسن را نگاه می‌کردم، اشک‌هایم سرازیر شد. پسرم گفت مادر بعد از ۳۰ سال دلت برای دایی محسن تنگ می‌شود؟ به او گفتم باید جای من باشی تا باور کنی که چطور دلم برایش تنگ می‌شود. محسن بسیار پسر عاقلی بود و بیشتر از سنش درک داشت در زمان شهادتش ۲۳ ساله بود، ولی وقتی به عکس‌هایش را نگاه می‌کنم ۴۰ ساله به نظر می‌آید. وی افزود: جوانان آن دوره برای آرمان‌ها و باورهایشان راهی جبهه شدند. محسن هم از این امر مستثنی نبود، خوشحالم که محسن به هر آن‌چه که آرزویش را داشت، رسید؛ ولی یقین دارم اگر شهید نمی‌شد از وضعیت فعلی جامعه راضی نبود؛ زیرا آنان برای این اهداف به جبهه نرفتند، وی بسیار انقلابی بود، در همه راهپیمایی‌ها شرکت می‌کرد و نوه‌ها و بچه‌های خواهرانم را همراه خود می‌برد. به او می‌گفتیم بچه‌ها سن کمی دارند و توان راهپیمایی ندارند، عقیده داشت اگر از کودکی به راهپیمایی نیایند فعالیت‌های انقلابی را یاد نمی‌گیرند. پروین خواهر بزرگ شهید اذعان کرد: هر اتفاقی در خانه برایمان پیش می‌آید و از همه جا ناامید می‌شویم، بعد از خدا به محسن متوسل می‌شویم، محسن پاسخمان را می‌دهد و نجاتمان می‌دهد. پس از شهادتش به خواب همسرش آمده و گفته بود در مراسم ختمم نظاره‌گرتان بودم و هرشب به دیدار مادرم می‌روم، شما مرا نمی‌بینید، ولی من همیشه به دیدارتان می‌آیم. مریم خواهر کوچک شهید بیان کرد: به خاطرم می‌آید یک روز محسن از جبهه به مرخصی آمده بود و همراه خود کوله پشتی خونی آورده بود، مادرم که فکر می‌کرد، کوله‌اش کثیف است آن را شست، محسن که به خانه بازگشت و کوله را شسته شده بر روی طناب حیاط دید خیلی ناراحت شد و گفت این خون همرزم شهیدم بود که بر روی کوله‌ام ریخته شده چرا آن را شسته‌اید. پس از شهادتش وصیت‌نامه‌اش را در بین وسایلش پیدا کردم، محسن در وصیت‌نامه اش نوشته است: «فرزندانتان را همانند حضرت علی (ع) تربیت کنید و خودتان نیز همانند حضرت زینب (س) باشید.» همیشه سفارش می‌کرد که رانندگی کردن را بیاموزم و می‌گفت زن‌ها باید هر مهارتی را آموزش ببینند. وی در پایان با اشاره به مدافعان حرم خاطر نشان کرد: همیشه من به پسرانم می‌گویم اگر خدایی نکرده در کشور جنگ شود باید برای دفاع از کشور به جبهه بروید و اگر مادران این اجازه را به فرزندانشان ندهند پس چه کسی از این مرز و بوم دفاع خواهد کرد. اگر شهدای مدافع حرم به سوریه نمی‌رفتند در حال حاضر باید در کشور خودمان جنگ می‌کردیم. هرچند که گاهی عکس فرزندان مدافع حرم را می‌بینم، گریه می‌کنم، ولی آنان رفتند که ما سرهایمان را با خیال راحت بر روی زمین بگذاریم. ناملایمت‌هایی با خانواده‌های مدافعان حرم می‌شود، که آن زمان نیز با ما هم همین رفتار می‌شد، از خدا می‌خواهم که هیچ جنگی در جهان صورت نگیرد. منبع: دفاع پرس